باستان شناسی جنگ: شهرستان سرپل ذهاب

| کارشناس ارشد باستان­ شناسی | کارشناس ارشد باستان­ شناسی

مقدمه
با پایان جنگ جهانی دوم گرایش های نوی در باستان شناسی شکل گرفت که به صورت دانش های میان رشته ای و زیرشاخه های جدیدی در باستان شناسی مطرح اند. در اواخر دهۀ ۱۹۹۰و پس از آن در سال ۲۰۰۰، باستان شناسی جنگ با هدف کشف و بازسازی جنایات علیه بشریت به کار گرفته شد و ذهن پژوهشگران با این پرسش مواجه شد که در جنگ های مدرنی که در آنها از جنگ افزارهای قدرتمند و ویران کننده استفاده می شود آیا می توان روش باستان شناختی را به کار گرفت. در مبانی نظری باستان شناسی هر نوع ماده ای که حاصل دست انسان یا تغییریافته به دست انسان باشد قابلیت مطالعۀ باستان شناسانه دارد. استفاده از روش باستان شناسی جنگ پس از سرنگونی حکومت بعث در عراق اجرا شد. در منطقۀ کردستان عراق گورهای دسته جمعی حفاری شدند و نتیجۀ پژوهش مذکور در جریان دادگاه جنایات صدام عرضه شدند. به سبب موفقیت روش جدید، این پژوهش ها در کامبوج، روسیه، رواندا، شیلی و آرژانتین به کار گرفته شد.۱ یکی از مهم ترین پژوهش ها در زمینۀ باستان شناسی جنگ را سیمون جیمز صورت داد که در سال ۲۰۰۹ مقالۀ ”استراتژی، رزم و جنگ شیمیایی در محاصرۀ تونل های شهر دورااوراپوس“ را منتشر ساخت. باستان شناسی جنگ در ایران به شکل رشته ای جدید هیچ گاه مطرح نبوده و پژوهشی در این زمینه به رشته تحریر در نیامده است. یگانه نمونۀ مشابه این روش را می توان تحقیقات پاپلی یزدی در رویکرد باستان شناسی معاصر بم دانست.۲

تصویر ۱. موقعیت سرپل ذهاب.

تصویر ۱. موقعیت سرپل ذهاب

سرپل ذهاب در ۱۴۷ کیلومتری غرب استان کرمانشاه، ۲۵ کیلومتری شرق قصرشیرین، در فاصلۀ ۴۶ درجه و ۶ دقیقه تا ۴۶ درجه و ۴۲ دقیقۀ طول شرقی و ۳۴ درجه و ۱۳ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۴۲ دقیقۀ عرض شمالی گسترده است (تصویر ۱) و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۵۴۰ متر است.۳ شواهد باستان شناختی (کاوش کوتاه مدت سال ۱۹۶۱ فرانک هول و کنت فلانری در غار کل داوود) حاکی از آن است که این منطقه از دوره های پیش از تاریخ تا به امروز مسکونی بوده است. سابقۀ تاریخی این شهر که به یونانی ”خالا“ نامیده می شد، به دورۀ آشوریان برمی گردد و در منابع آشوری ”خلمن“ یا ”هلمن“ نامیده شده است. در تورات (فصل ۱۷ از کتاب دوم پادشاهان) نیز این منطقه ”حلح“ معرفی شده که محل تبعید یهودیان به دست شلمانصر، شاه آشور، بوده است.۴ از دوره های ماد تا ساسانی نام های متفاوتی به این منطقه نسبت داده شده است. مشهورترین نام این منطقه در اسناد اسلامی حلوان است. حلوان از شهرهای مهم دورۀ ساسانی بود که قباد ساسانی آن را تجدید بنا کرد.۵ این شهر در اواسط سدۀ هشتم متروک و ذهاب در نتیجۀ روند ویرانی حلوان در فاصلۀ نزدیکی از آن ساخته شد.۶ تا قبل از دورۀ مظفری، این شهر در تاریخ سیاسی ایران مطرح بود و از این دوره به بعد اسمی از شهر ذهاب در منابع ذکر نشده است. در سال ۱۳۱۷ق، ذهاب دهکده ای در نیم فرسنگی سرپل در نسخ خطی معرفی شده است.۷ در اوایل دورۀ قاجار و به سبب تقویت نهاد روحانیت و قرار گرفتن این شهر در مسیر زیارتی حج و عتبات عالیات، سرپل ذهاب مورد توجه دولت های قاجار و دولت های بعد از آن قرار گرفت و به مرور زمان رو به توسعه نهاد. این مسیر در دوره قاجار مسیر اصلی عتبات بود، چنان که آقامحمدخان و احمدشاه قاجار از این منطقه برای تدفین به عتبات برده شدند.۸ در واقع، آخرین منزل کاروان های زیارتی و حتی تجاری در خاک ایران منطقۀ سرپلذهاب بود۹ که شامل سه منزل کاروانی، یعنی سرخه دیزه و سرپل و قرابلاغ، می شد.۱۰ در قصبۀ سرپل، کاروانسرای شاه عباسی و بیدستان و پستخانه هم وجود داشت.۱۱ تركيب جمعيتی امروزه سرپل ذهاب را سه گروه كُرد، يعنی جاف و كلهر و گوران، تشكيل می ‏دهند.

سرپل ذهاب مشتمل بر یک بخش مرکزی و پنج دهستان ۱.دشت ذهاب، ۲.حومه، ۳. قلعه شاهین، ۴. بشیوه و پاتاق، و ۵. پشت تنگ است. این شهرستان جزئی از حوزة رسوبی شمال غربی زاگرس است که جهت ارتفاعات آن شمال غربی- جنوب شرقی است و قسمت شمال و شمال شرق این شهرستان بیشترین ارتفاع (۲۲۵۰ متر) را دارد. هرچه به طرف جنوب و جنوب غرب پیش رویم، از میزان ارتفاعات کاسته می شود، به گونه ای که در گوشۀ جنوب و جنوب غربی، نزدیک مرز عراق و هم مرز با شهرستان قصرشیرین، ارتفاع به کمتر از ۵۰۰ متر می رسد. خصوصیات طبیعی شهرستان سرپل ذهاب متأثر از خصوصیات و ویژگی های کلی زاگرس است.

شهرستان سرپل ذهاب از سال ۱۸۳۸م به سبب فعالیت های راولینسون مورد توجه شرق شناسان قرار گرفت که بعد از او، فلاندن و پاسکال در ۱۸۴۰، ترومپلمن در ۱۸۴۵، دبویز در ۱۹۴۲، هرتسفلد و کلایس و فون گال در ۱۹۷۴م از منطقه دیدن کردند و مشاهدات و پژوهش های خود را منتشر ساختند. فعالیت باستان-شناسان ایرانی در منطقه از ۱۳۴۷ش با بررسی هایی باستان-شناختی به سرپرستی علی اکبر سرفراز آغاز شد. بعد از ایشان، این تحقیقات در سال ۱۳۴۹ به سرپرستی سعید گنجوی و در سال ۱۳۸۴ به سرپرستی شهین کرمانجانی و در سال ۱۳۹۳-۱۳۹۴ به سرپرستی سجاد علی بیگی در شهرستان سرپل ذهاب ادامه یافت. از مجموعۀ ۱۸۰ محوطۀ باستانی شناسایی شده در شهرستان سرپل ذهاب بیش از ۲۲ محوطه بر اثر جنگ ایران و عراق آسیب دیده است. در این پژوهش سعی می کنیم این ۲۲ محوطه را از نظر باستان شناسی معرفی و تاریخ تقریبی هر محوطه را با توجه به داده-های باستان شناختی بیان کنیم. همچنین، میزان خسارات وارده به این محوطه ها را بیان کرده و در نهایت، قوانین بین المللی و داخلی در خصوص این صدمات را بررسی کنیم.

جنگ هشت سالۀ ایران و عراق
در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ش/۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰م، ارتش عراق به خاک ایران حمله و در روزهای اول جنگ سرپل ذهاب را تصرف کرد. اگرچه ارتش عراق در روزهای آغازین جنگ وارد سرپل ذهاب شد، اما نیروهای مردمی و ارتش ایران در زمانی اندک به مقابله برخاستند که در نتیجۀ آن ۱۰ عملیات جنگی بود که مستقیماً در منطقۀ مطالعاتی پژوهش حاضر صورت گرفت که از مهر ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۳۶۶ به طول انجامیدند. در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ش، با پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ جنگ رسماً خاتمه یافت.۱۲

تصویر ۲. عملیات سیدصادق. برگرفته از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

تصویر ۲. عملیات سیدصادق. برگرفته از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

نخستین عملیات در برخورد با ارتش عراق را ارتش ایران در ۲۱ مهرماه ۱۳۵۹ صورت داد. این عملیات در منطقۀ کوره موش در بخش حومۀ سرپل ذهاب اجرا شد.۱۳ به فاصلۀ کمتر از یک ماه، در ۲۸ آبان ۱۳۵۹، برای جلوگیری از پیشروی نیروهای متخاصم عملیات عاشورای یک به صورت مشترک بین سپاه و ارتش در منطقۀ بازی-دراز در جنوب غربی شهرستان صورت گرفت. نخستین نبرد سنگین سپاه و ارتش بر علیه نیروهای عراقی عملیات سیدصادق و کلینه بود که در ۲۸ آذر ۱۳۵۹ و ۱۵ اسفند ۱۳۵۹ در شمال سرپل ذهاب اجرا شد.۱۴ در این عملیات، مناطق کوره موش، کلینه، سیدصادق، کوئیک، تنگ برد علی و قربلاغ، بیشتر قسمت های دشت ذهاب تا گردۀ نو با جنگ افزارهای سنگین (توپخانه و ماشین هایی نظامی مانند تانک) به صورت مداوم از دو طرف بمباران می شدند (تصویر ۲). عملیات نیمه گستردۀ قرارگاه مقدم غرب سپاه و ارتش در اردیبهشت ۱۳۶۰ به مدت ۸ روز با نام نبرد بازی دراز یک در جنوب غرب سرپل ذهاب رقم خورد و به فاصلۀ کمتر از یک ماه در ۱۵ خرداد ۱۳۶۰، عملیات کوئیک عزیز و کوئیک مجید بار دیگر مناطق حومۀ سرپل، پشت تنگ ذهاب و دشت ذهاب را وارد درگیری شدید دیگری کرد.۱۵ قرارگاه مقدم غرب سپاه و ارتش به منظور تکمیل اهداف خود در عملیات های قبلی در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۶۰ عملیات گستردۀ بازی دراز دو را اجرا کردند.۱۶ در این عملیات کل منطقۀ شمال غرب، غرب و جنوب غرب شهرستان با آتش باران مداوم توپخانۀ عراق در هم کوبیده شد که صدمات فراوانی بر مناطق قراویز، بنه دستک و کوره موش وارد شد (تصویر ۳). سپاه پاسدارن در ۲۲ آذر ۱۳۶۰ در ارتفاعات گاومیشان برای آزادسازی مناطق ازگله، قیطان، میشن رنگین، دار زنگنه و ارتفاعات بمو عملیات امیرالمومنین را آغاز کرد و توانست بیش از ۱۰۰ روستای منطقه را آزاد کند. این عملیات نقطۀ عطفی در نبردهای این منطقه بود، چرا که با پایان آن اگرچه صدمات زیادی بر منطقه وارد شد، اما تا ۶ سال بعد عملیاتی جدی در این منطقه آغاز نشد. ارتش جمهوری اسلامی در فروردین ۱۳۶۶ و هم زمان با عملیات کربلای ۸ در جنوب ایران عملیات کربلای ۹ را در این منطقه آغاز کرد. در این عملیات، ارتش عراق به علت در اختیار داشتن ارتفاعات آهنگران و بیشگان در دشت ذهاب آتش توپخانۀ خود را بر روی ارتش ایران گشود و مناطق دشت ذهاب و ازگله را شدیداً بمباران کرد (تصویر ۴). آخرین نبرد سنگین در شهرستان سرپل ذهاب را نیروی زمینی ارتش در ۳۰ اسفند ۱۳۶۶ در ارتفاعات آهنگران در شمال غربی شهرستان و با نام عملیات امام مهدی(عج) سازمان داد.۱۷

 تصویر ۳. عملیات بازی­دراز ۲. برگرفته از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس.

تصویر ۳. عملیات بازی­دراز ۲. برگرفته از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

تصویر ۴. عملیات امیرالمومنین. برگرفته از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

تصویر ۴. عملیات امیرالمومنین. برگرفته از مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

محوطه های باستانی شهرستان سرپل ذهاب۱۸
حاصل بررسی های صورت گرفته در شهرستان سرپل ذهاب شناسایی ۱۸۰ بنا، اثر و محوطۀ باستانی بود (تصویر ۵). طبق گزارش های منتشر شده از ۱۸۰ محوطۀ باستانی، ۲۲ محوطه در جریان جنگ هشت سالۀ ایران و عراق دچار آسیب شد که این شامل تپۀ عظیمه در فاصلة ۱۲۰ متری شمال شرقی روستای عظيمه می شود که در طول شرقی ً۴۳ َ۵۲ ْ۴۵، عرض شمالی ً۳۹ َ۲۴ ْ۳۴ و ارتفاع ۶۲۰ متر از سطح دريا در دهستان قلعه شاهین واقع شده است. این تپه در زمان جنگ به انبار مهمات ارتش تبديل شد و پس از چهار سال تخريب شد كه بر اثر آن، بقايای ساختمانی نمايان گشت که بلافاصله با خاك پوشانده شد. در بررسيی های باستان‌شناختی سال ۱۳۴۹ به سرپرستی سعيد گنجوی اين تپه نيز شناسايی و بخش‌هايی از آن مورد گمانه‌زنی قرار گرفته بود كه نتيجۀ آن كشف ديوارهای ساخته شده از سنگ و گچ به ابعاد ۲۰/۲×۳۰/۳ متر بود و آن را به دورة ساسانی نسبت دادند.۱۹ در این تپه سفالينه‌های متعلق به دورة اشكانی و ساسانی به دست آمده است. تپۀ دوملان ۱ در فاصلة یک كيلومتری شمال شرق روستای سرابله، در طول شرقی ً۱۲ َ۵۱ ْ۴۵، عرض شمالی ً۵۸ َ۳۱ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۸۲ متر از سطح دريا واقع شده است. اين تپه در زمان جنگ سنگر دفاعی بود، به طوری ‌كه آثار و شواهد آن به صورت كانالی است كه بر سطح تپه ایجاد شده و آثار سفالين دورۀ اشکانی و ساسانی در دامنه‌های شرق و جنوب تپه پراكنده است. تپۀ دوملان ۲ در فاصله ۹۰۰ متری شمال‌ شرق روستای سرابله در طول شرقی ً۱۹ ﹶ۵۱ ْ۴۵ ، عرض شمالی ً۰۱ َ۳۱ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۷۷ متر از سطح دریا واقع شده است. اين تپه نيز در زمان جنگ مانند سنگر دفاعی مورد استفاده قرار گرفته که آثار و شواهد آن بهبه شكل كانال‌های عريض بر سطح تپه مشاهده مي­ شود (تصویر ۶). یافته های حاصل از تپه شامل ابزار سنگی دورۀ نوسنگی و سفالینه های دوره های اروک تا دورۀ ساسانی است. تپۀ پنجه‌علی در جنوب روستای دستك عليا به سرابله در فاصلۀ ۳۰ متری شرق آن و ارتفاعات كوره موش در جنوب واقع شده که بخش های شمال، شرق و غرب تپه مسكونی و روستای دستک علیا بر روی آن قرار گرفته است. اين تپه در طول شرقی ً۱ َ۵۰ ْ۴۵، عرض شمالی ً۲۵ َ۳۱ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۶۵ متر از سطح دریا واقع شده است. بقایای كانالی مربوط به زمان جنگ بر روی تپه مشاهده می شود. این تپه بر اثر ساخت و ساز بی رویه در معرض آسیب جدی قرار دارد. آثار باستانی به دست آمده از این تپه شامل ریزتیغه های دورۀ کالکولیتیک و سفالینه های دوره های ماد تا ساسانی است. تپه وركورگ در جنوب غرب روستای دستك عليا، در طول شرقی ً۵۰ َ۴۹ ْ ۴۵ ، عرض شمالی ً۳۰ َ۳۱ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۴۸ متر از سطح دريا واقع شده است. بخشی از خانه‌های روستا روی تپه ساخته شده و در زمان جنگ سنگر دفاعی بوده اند كه بقايای این سنگرها به ارتفاع یک متر می رسید. همچنین، آثار كانال هايی ايجادشده در سطح تپه مشاهده می شود. در ضلع شمالی نيز گودال هایی كنده شده كه باعث تخریب بخش هایی از تپه شده است. این تپه نیز آثاری از دورۀ نوسنگی تا دورۀ ساسانی دارد. تپۀ كچل ۱ در فاصله دو كيلومتری شمال‌ روستای دستك عليا، در موقعيت جغرافيايی طول شرقی ً۰۰ َ۵۰ ْ۴۵، عرض شمالی ً۲۲ َ۳۲ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۳۴ متر از سطح دريا واقع شده است. این تپه اگرچه دارای آثار فراوان باستان شناختی از دوره های نوسنگی، مفرغ، آهن، اشکانی، ساسانی و دوره های اسلامی (سلجوقی، ایلخانی و صفوی) است، متأسفانه بیشترین صدمات را در جنگ متحمل شده است، به طوری که نیازمند حفاری نجات بخش به منظور بازسازی تاریخ دشت پشت تنگ ذهاب و حومۀ سرپل است. بنای آتشكده سراب ذهاب در فاصله ۱۵۰ متری جنوب غرب روستای سراب ذهاب کنار جاده آسفالت سرپل‌ ذهاب ثلاث، در فاصلۀ ۱۰۰ متری شرق اين جاده، در طول شرقی ً۴۷ َ۴۹ ْ۴۵، عرض شمالی ً۲۲ َ۳۷ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۵۴ متر از سطح دریا واقع شده است. متأسفانه بخشی از ديوار جنوبی بنا در زمان جنگ تخريب شده و هم‌اكنون به صورت تلی از سنگ و گچ در منتهی اليه ضلع جنوبی ریخته است. بر اساس آثار و شواهد موجود، فرم بنا چهارضلعی و دارای سقف گنبدی شكل بوده و احتمالاً آتشكده‌ای مربوط به دوره ساسانی است كه در دورۀ اسلامی نيز از آن استفاده می شده است.۲۰ محوطه مله دزگه در فاصلۀ يك كيلومتری غرب روستای مله دزگه، در طول شرقی ً۲۸ َ۴۹ ْ۴۵، عرض شمالی ً۵۱ َ۳۹ ْ۳۴ و ارتفاع ۶۳۹ متر از سطح دریا واقع شده است. اين محوطه در دامنۀ كوه غلامرضا قرار دارد و در زمان جنگ محل استقرار تانك‌های جنگی بود که آثار كانال‌ها و خاكريزهای دفاعی در غرب و شمال‌شرق محوطه باقی مانده و به همین علت آثار بسیار اندکی از سفالینه های دورۀ تاریخی و اسلامی از سطح محوطه شناسايی شده است. تپه سراب كوانگ در فاصله ۱۸۰۰ متری جنوب‌غرب روستای قلمه و ۱۵۰ متری جنوب جاده سراب ذهاب قلمه، در طول شرقی ً۲۸ َ۴۶ ْْ۴۵، عرض شمالی ً۴۳ َ۳۷ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۳۹ متر از سطح دریا واقع شده است. تپۀ سراب کوانگ و رسول آقا در سال ۱۳۴۷ شناسایی شد که آثار به دست آمده در این بررسی شامل ابزار دورۀ نوسنگی و سفالینه های دورۀ حلف، عبید، اشکانی و ساسانی است.۲۱ بررسی سال ۱۳۸۴ نشان می دهد که در ضلع جنوب‌غرب تپه چاله بزرگی ايجاد شده كه محل تخريب مين‌های به جا مانده از زمان جنگ است و بر اثر آن، ابزار سنگی و سفال منقوش، لاشه سنگ و آجرهای دورۀ ساسانی از دل خاک بیرون افتاده است. همچنین، در دامنۀ تپه بقایای تسلیحات نظامی به جای مانده از دوران جنگ مشاهده می شود. تپه رسول‌آقا (حاجی علی) در فاصله ۵۰۰ متری جنوب روستای قلمه، در طول شرقیه ً۱۱ َ۴۷ ْ۴۵، عرض شمالی ً۱۲ َ۳۸ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۸۰ متر از سطح دریا واقع شده است. این تپه عظيم و بااهميت است و آثار فراوانی از دوره های نوسنگی تا اسلامی به صورت پیوسته در آن در بررسی های سال ۱۳۴۷ شناسايی شده است.۲۲ این کشفیات باعث شد این تپه به شمارۀ ۸۳۵ در فهرست آثار ملی به ثبت برسد. به سبب اينكه در زمان جنگ تپه و اطراف آن مين‌گذاری شده بود، در بررسی های باستان‌شناختی بعد از انقلاب بررسی نشد (تصویر ۷). تپۀ احمد شهبازی در فاصلۀ تقریبی  ۵۰۰ متری جنوب شرق روستای تایشه ای، در طول شرقی   ً۰۰ َ۴۷ ْ۴۵  ، عرض شمالی  ً ۱۶ َ۳۶ ْ۳۴ و ارتفاع  ۵۲۹ متر از سطح دریا واقع شده است. تپۀ مذکور دارای شیب ملایمی است و در ضلع شرقی آن فعالیت های کشاورزی صورت می گیرد. ضلع غربی تپه که در زمان جنگ ایران و عراق مین گذاری شده بود  پاکسازی نشده است. در اطراف تپه آثار سفالینه  متعلق به دورۀ اشکانی و ساسانی به دست آمده است. تپۀ داراخان ۱ در فاصله ۱۰۰ متري غرب روستای تپۀ داراخان در طول‌شرقی  ً۳ َ۴۶ ْ۴۵، عرض شمالی  ً۴۲ َ۳۴ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۰۲ متر از سطح دريا واقع شده است. روستای تپۀ داراخان بر تپه ای طبیعی بنا شده که در بخش هایی از آن مین های زمان جنگ هنوز خودنمایی می کنند (تصویر ۸). در این تپه سفالینه های ایلام میانه، اشکانی و ساسانی به دست آمده است. قبرستان گبری در فاصله یک كيلومتری غرب روستای تپۀ داراخان، در طول شرقی  ً۲۰ َ۴۵ ْ۴۵ ، عرض شمالی  ً۵۷ َ۳۴ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۴۰ متر از سطح دريا واقع شده که از جنوب به ارتفاعات ”باوكه‌رو“ محدود است. محل قبرستان آخرين اثر مرزی است كه بلافاصله پس از آن پاسگاه و كوه‌های حائل بين ايران و عراق قرار دارند. محل اين قبرستان در زمان جنگ ميدان مين بوده و امکان بررسی دقیق قبرستان میسر نیست. تپة برخ (برق) و باران عليا در فاصلة ۱۱۰ متری شمال‌ روستای برخ باران عليا، در طول شرقی  ً۵۹ َ۴۵ ْ۴۵، عرض شمالی  ً۴۸ َ۳۶ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۰۹ متر از سطح دریا واقع شده است. بخش هایی از این تپه در زمان جنگ تسطیح شده و لذا از نظر داده های باستان شناختی بسیار ضعیف است. از مجموع سفالینه های به دست آمده می توان به سفال های دوره های اشکانی، ساسانی و اسلامی اشاره کرد. قبرستان تنگۀ بیشگان در ارتفاعات تنگۀ بیشگان در ۳ کیلومتری غرب روستای بیشگان یکی از قبرستان های مرزی در سرحد ایران و عراق است که امکان شناسایی آن به علت قرار گرفتن در میدان مین وجود ندارد (تصویر ۹).  تپۀ كلاره مهرابی ۱ در شمال روستای كلاره مهرابی (كُل‌كل) واقع شده و خانه‌های روستا روی تپه ساخته شده‌اند. موقعيت جغرافيايی آن عبارت است از  طول شرقی  ً۳۵ َ۴۷ ْ۴۵، عرض شمالی  ً۴۰ َ۳۴ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۲۲ متر از سطح دريا. اين تپه نيز از محوطه‌های استقراری كنار رودخانۀ دله‌شير است كه در زمان جنگ آسيب زيادی ديده و لذا سفالينه‌های نسبتاً اندكی از آن شناسايی شده است. سفالينه‌های آن مربوط به دوره های اشكانی و ساسانی است. تپۀ گل خاطر سفلی در فاصله ۶۰۰ متری شمال شرق روستای دستک علیا در مکان روستای مخروبه گل خاطر سفلی، در طول شرقی  ً۱۷ َ۵۰ ْ۴۵ و عرض شمالی  ً۳۷ َ۳۱ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۳۱ متر از سطح دریا واقع شده است. در زمان جنگ، روستای گل خاطر سفلی و علیا متروکه شده و به جای  سنگر از آنها استفاده می شد.اهالی روستا پس از جنگ به روستای دستک علیا نقل مکان کردند (تصویر ۱۰). يافته‌های اين تپه شامل ابزار سنگی و سفالينه‌های مربوط به ايلام ميانی و دورۀ تاريخی است. گنبد يا  آتشكده  ميل صفی در فاصله  تقريبی  ۱۵۰ متری جنوب غرب روستای كوئيك مجید، در طول شرقی  ً۲۷ َ۵۱ ْ۴۵، عرض شمای  ً۳۴ َ۳۳ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۵۹ متر از سطح دريا واقع شده است. در زمان جنگ گلوله‌های آر.‌پی.جی بخشی از آن را تخريب کردند و گنبد آن هم فرو ریخته است و اکنون بخش هایی از دیوار آن باقی مانده است. این در حالی است که در بررسی سال ۱۳۴۷ این بنا را به صورت چهارگوش، با گنبد هرمی و ساخته شده از مصالح گچ و ساروج توصیف کرده اند.۲۳ تپه وركبود در فاصله ۵۰۰ متری شمال روستای گلم‌كبود عليا، در طول شرقی  ً۵۷ َ۴۷ ْ۴۵، عرض  ً۳۹ َ۳۲ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۲۶ متر از سطح دريا واقع شده است. این تپه در زمان جنگ برای ديده‌بانی مورد استفاده قرار گرفته و هم اکنون به مرتع تبدیل شده است. سفالینه های دورۀ اشکانی و ساسانی در آن شناسایی شده است. تپۀ گبری در فاصلۀ ۳۰۰ متری جنوب روستای قره‌بلاغ شيخ مراد، در طول شرقی   ً۳۹ َ۴۵ ْ۵۱، عرض شمالی  ْ۵۶ َ۲۸ ً۳۴ و ارتفاع ۵۳۳ متر از سطح دريا واقع شده است. اين تپه در زمان جنگ به خاكريز دفاعی تبديل شده بود و هم‌اكنون آثار آن در امتداد ضلع شمالی و جنوبی تپه مشاهده می شود.به علت تغيير و تحول زياد، آثار سفالين بسيار اندكی از دورۀ تاریخی و اسلامی در ان شناسايی شده كه بيشتر در ضلع غربی تپه پراكنده‌ اند محوطۀ قره بلاغ شيخ مراد در فاصله ۱۲۰متری شرق روستای قره‌بلاغ شيخ مراد، در طول شرقی   ً۵۹ َ۵۱ ْ۴۵ ، عرض شمالی  ً۱۵ َ۲۹ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۵۹ مر از سطح دريا واقع شده است. این مکان محوطه ای  غنی از آثار سفالين است كه ايجاد سنگرهای دفاعی زمان جنگ بر سطح محوطه باعث تخريب آن شده، با اين همه سفالينه‌های متنوعی در سطح تپه پراكنده است. آثار به دست آمده از این محوطه شامل پیکرۀ حیوانات، شیشه، سفالینه های دوره های ماد تا ساسانی و دورۀ اسلامی است. تپه رش کلاشی در فاصلۀ ۳۰۰ متری شرق روستای تپه رش، در طول شرقی   ً۵۴ َ۵۰ ْ۴۵ ، عرض شمالی   ً۱۰ َ۳۰ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۸۲ متر از سطح دریا واقع شده است. این محوطه در زمان جنگ یکی از سنگرهای دفاعی بود. در چاله هایی که روی تپه ایجاد شده، بقایای استخوان و سفال نمایان شده و از نظر آثار سفالین در سطح نسبتاً خوبی قرار دارد و سفالینه های آن متعلق به دورۀ اشکانی و اسلامی است.۲۴ بنای تپه پولاد در فاصلۀ دو کیلومتری جنوب شرق روستای ریخک علیا، ۱۰۰ متری شرق جادۀ آسفالته سه راه قره بلاغ – سراب گرم، در طول شرقی   ً۱۰ َ۵۰ ْ۴۵، عرض شمالی   ً۴۹ َ۲۷ ْ۳۴ و ارتفاع ۵۷۴ متر از سطح دریا واقع شده است. در زمان جنگ ایران و عراق، ارتش در ضلع شمالی بنا دیواری ساخته که هم اکنون نیز آثار آن باقی است.

 

تصویر ۵. محوطه­های باستانی شهرستان سرپل ذهاب

تصویر ۵. محوطه­ های باستانی شهرستان سرپل ذهاب

معاهدات بین المللی محافظت از میراث فرهنگی به هنگام مخاصمۀ مسلحانه
مهم ترین اقدام در حمایت از اموال فرهنگی بعد از جنگ جهانی اول قرارداد موسوم به معاهدۀ روریخ (Roerich Pact) Pacte Roerich است که به همت نیکلای روریخ (Nicholas Roerich, 1874-1947) در ۱۵ آوریل ۱۹۳۵م در واشنگتن برای حمایت از تأسیسات هنری و علمی و بناهای تاریخی در زمان جنگ امضا شد.۲۵ این سند نخستین سند در حمایت از اموال فرهنگی است.۲۶ با پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل دادگاه نظامی بین المللی با همکاری چهار قدرت بزرگ در لندن به سال ۱۹۴۵م با نام دادگاه نورمبرگ (Nuremberg) و دادگاه توکیو، نخستین اقدام پس از جنگ برای محاکمۀ جنایتاکاران جنگی شکل گرفت که یکی از مصادیق جنایت جنگی تخریب یا غارت اموال فرهنگی کشورهای اشغال شده بود.۲۷

گسترش تسلیحات نظامی و بمباران سنگین شهرها و بناها و محوطه های باستانی جامعۀ جهانی را مجاب به تصویب کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه کرد که تحت عنوان کنوانسیون حمایت از اموال فرهنگی به هنگام نزاع مسلحانه مطرح و بر این اندیشه استوار است که اموال فرهنگی به همۀ عالم تعلق دارد و نه به کشوری خاص. این کنوانسیون به ابتکار دولت هلند از ۲۱ آوریل تا ۱۴ مه ۱۹۵۴ طرح شد و مورد تأیید جامعه جهانی قرار گرفت. قرارداد، مقررات، اجرا و پروتکل آن به چهار زبان انگلیسی، اسپانیایی، فرانسه و روسی تدوین و در آن سه قطعنامه تصویب شد که به سند لاهه منظم است. در کنوانسیون لاهه به صراحت حمایت از اموال فرهنگی به هنگام نزاع مسلحانه مطرح شده است و تجاوز به اموال فرهنگی را صرف نظر از تعلق آن به هر ملتی تجاوز به اموال فرهنگی جامعۀ بشری بیان می کند، چرا که هر ملتی در فرهنگ جهانی سهمی دارد.۲۸ در این قرارداد، یونسکو راساً ابتکار عمل را در دست دارد. از مهم ترین مفاد این کنوانسیون مادۀ ۴، بند۱ است که طرف های قرارداد را ملزم به احترام به اموال فرهنگی ساخته، خواه اموال در سرزمین آنها باشد یا در سرزمین دیگری و از آنها خواسته شده از هرگونه خصومت در قبال آنها خوداری کنند. در بند ۲ از ضمانت اجرایی سخن به میان نیامده است، اما تخلف از آن ممنوع شمرده شده است. در بند ۴ هرگونه اقدام تلافی جویانه در قبال اموال فرهنگی ممنوع اعلام شده است. در مادۀ ۵، بند ۱ بیان می کند که اگر سرزمین یکی از طرف های قرارداد را دیگری اشغال کند، تصرف کننده ملزم به صیانت و حفاظت از اموال کشور اشغال شده است. در بند ۲ بیان شده که نیروی نظامی اشغال کننده با کمک نیروهای محلی اقدامات احتیاطی به منظور حفظ ضروری ترین اموال را بر عهده بگیرد. در مادۀ ۸، بند ۱ خواسته شده است که آثار باستانی منحصر به فرد و ویژۀ فرهنگی شدیداً تحت حمایت و صیانت باشند، مگر اینکه نزدیک مراکز نظامی و امنیتی باشند و به منظور نظامی هم استفاده نشوند. بنا به بند ۲، اموال منقول باید در مکانی خاص بوده و از هرگونه حمله احتمالی مصون باشند.

ایران در ۲۲ ژوئن ۱۹۵۹م/۳۱ خرداد ۱۳۳۸ش به کنوانسیون لاهه پیوسته و به مفاد آن متعهد شد. دولت عراق نیز در ۲۱ دسامبر ۱۹۶۷م به این قرارداد پیوسته بود. اما نقطه ضعف این کنوانسیون ضمانت اجرایی آن است که به قوانین داخلی دولت ها ارجاع شده و به همین علت در جنگ کاربرد چندانی ندارد. از طرفی حمایت از اموال فرهنگی کشورهای عضو مشروط به شرایط متعددی از جمله ثبت این آثار در دفتر بین المللی یونسکو است که خوشبختانه نقش جهان اصفهان، معبد جغازنبیل و پارسه شیراز قبل از جنگ هشت ساله در این سند ثبت شده بودند.۲۹

حملۀ هوایی عراق در ۱۳ مارس ۱۹۸۵ به اصفهان و تخریب قسمتی از مسجد جامع اصفهان باعث شد قرارداد ۱۹۵۴ لاهه مستقیماً در مخاصمۀ مسلحانۀ ایران و عراق طرح شود. از طرفی، نیروهای ایران نیز با حمله به بصره خساراتی به مسجد امام علی وارد آورد که نمایندۀ عراق بنا بر مادۀ۴ بند ۴ طی نامۀ مورخ ۳۰ مارس ۱۹۸۵ به سازمان یونسکو علیه ایران شکایت کرد. مدیرکل یونسکو در ماه آوریل ۱۹۸۵ اهمیت آثار فرهنگی ایران را به جامعۀ جهانی و از جمله عراق یادآور شد. و در ۱۴ اوت ۱۹۸۵ نمایندۀ یونسکو برای بررسی خسارات واردشده به میراث فرهنگی وارد ایران شد.۳۰ در ۸ نوامبر ۱۹۸۵، کنوانسیون عمومی یونسکو قطعنامه ای صادر کرد که به هر دو کشور درگیر اخطار می داد و از جامعه جهانی می خواست که راهکاری برای محافظت از اموال فرهنگی و تضمین آن عرضه کنند. از ۳۱ اکتبر تا ۷ نوامبر ۱۹۸۵، هیئت ارسالی از یونسکو به بازدید از شهرهای اصفهان، دزفول، شوش، شوشتر، آبادان، خرمشهر و کرمانشاه پرداخت و خسارات واردشده به آثار فرهنگی را در پاره ای از موارد جبران ناپذیر و برخی را خسارات جدی دانست.۳۱ در ۲ مه ۱۹۸۶، سویس به عنوان دولت بی طرف و پروفسور لومر به عنوان کمیسر عمومی از طرف ایران در کنوانسیون لاهه پذیرفته شدند. با این همه، مناطق غربی کرمانشاه و مخصوصاً سرپل ذهاب به علت عدم ثبت آثار باستانی در یونسکو و شناخته شدن در فهرست آثار بین المللی از حمایت جهانی محروم ماندند و چنان که گفته آمد، بیش از ۲۲ محوطۀ باستانی آن دچار صدمات کم تا شدید و جبران ناپذیر شده است.

نتیجه گیری
باستان شناسی جنگ یکی از جدیدترین گرایش های باستان شناسی معاصر است و تلاش دارد با روش‌های ظریف و دقیق خود حجم قابل‌توجه بقایای باقی مانده از جنگ‌ها را به منابع مطالعاتی تبدیل کند؛ بقایایی که ممکن است به روشن شدن زوایایی از جنگ بپردازند که در اسناد به آنها اشاره نشده است. در ایران گرایش های باستان شناسی معاصر و از جمله باستان شناسی جنگ مغفول مانده است. در این نوشتار محوطه های شناسایی شده در سال های ۱۳۴۷، ۱۳۴۹، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۳-۱۳۹۴ بررسی و بازنگری شدند که از مجموع ۱۸۰ محوطۀ شناسایی شده ۲۲ محوطه در جریان جنگ ایران و عراق دچار آسیب های فراوان شده اند. قوانین بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی در زمان نزاع مسلحانه که ایران و عراق نیز آنها را پذیرفته بودند نتوانست مانع از تخریب محوط های شاخص سرپل ذهاب شود. محوطه های آسیب دیده از طرف نیروهای ایرانی با حفر کانال و ساخت انبار مهمات و مقر دیده بانی مورد تجاوز قرا گرفته بودند، لیکن بیشترین آسیب وارده به محوطه ها در نتیجۀ بمباران های شدید ارتش عراق و تخریب های گسترده به همراه ساختن میادین مین در محوطه و اطراف آن بوده است.

سرپل ذهاب به علت داشتن آثار باستانی فراوان از دوره های قبل از تاریخ تا دورۀ اسلامی در تاریخ نگاری غرب ایران حائز اهمیت است. برای نمونه، آثار باستانی آنوبانی نی، نقش برجستۀ بهرام، نقش برجستۀ هورین شیخان، آرامگاه احمدبن اسحاق قمی از آثار مهم شهرستان است. به رغم تاریخ کهن شهرستان، در طول جنگ محوطه های باستانی دشت ذهاب، حومۀ سرپل و قلعه شاهین به سبب واقع شدن در مرکز ۱۰ عملیات بزرگ و کوچک آسیب شدید دیدند. میادین بزرگ مین در نواحی غربی دشت ذهاب هنوز پاکسازی نشده اند که امکان بررسی باستان شناختی را ناممکن می کند.

6

تصویر۶. حفاری کانال در تپۀ دوملان. برگرفته از شهین کرمانجی، ”بررسی باستان­ شناسی شهرستان سرپل ذهاب“

(بررسی­ های باستان ­شناسی کرمانشاهان در مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی کشور، گزارش منتشرنشده، ۱۳۸۴)

7

تصویر۷. تپه رسول ­آقا. برگرفته از  کرمانجی، ”بررسی باستان­ شناسی شهرستان سرپل ذهاب“

8

تصویر۸. تپۀ دراخان. برگرفته از عبدی، ”تحلیل فضای محیطی استقرارهای دورۀ تاریخی،“ ۷۶، تصویر۴-۲۵

9

تصویر ۹. قبرستان مرزی بیشگان. برگرفته از کرمانجی، ”بررسی باستان­شناسی شهرستان سرپل ذهاب“

10

تصویر۱۰. محوطۀ گل خاطر سفلی. برگرفته از کرمانجی، ”بررسی باستان­شناسی شهرستان سرپل ذهاب“


۱ لیلا پاپلی یزدی، ”غبارروبی از تاریخ در کاوش­ های جنایی،“ روزنامۀ ایران، سال ۲۰، شمارۀ ۵۵۹۷ (۱۲ اسفند ۱۳۹۲)، ۱۱.

۲ بنگرید به لیلا پاپلی یزدی، ”قوم­ باستان­ شناسی فاجعه: بم پس از زلزله، ۱۳۸۶-۱۳۸۷“ (طرح پژوهشی).

۳ سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، فرهنگ آبادی­ های کشور (تهران: انتشارات جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۶)، ۳.

۴ علیرضا خسروزاده، ناصر نوروززاده چگینی و سامر نظری، ”سرپل ذهاب پیشنهادی برای جای نام حلون بر اساس مطالعۀ مدارک نوشتاری،“ پژوهش­ های باستان­ شناسی ایران، دورۀ ۶، شمارۀ ۱۱ (پاییز و زمستان ۱۳۹۵)، ۱۱۰.

۵ احسان یارشاطر (ویراستار)، تاریخ کمبریج، ترجمۀ حسن انوشه (تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۷)، جلد ۳، قسمت ۲، ۴۲۳.

۶ صباح قنبری و صباح خسروی­زاده، پژوهشی در تاریخ سرپل ذهاب (تهران: انتشارات تمدن پارس، ۱۳۹۱)، ۳۴.

۷ قنبری و خسروی­زاده، پژوهشی در تاریخ سرپل ذهاب، ۵۷.

۸ساروی، محمد فتح ­الله­ بن محمد ساروی، تاریخ محمدی: احسن التواریخ (تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۱)، ۳۱۰.

۹ میرزا سیدجعفرخان مهندس­باشی مشیرالدوله، رسالۀ تحقیقات سرحدیه (تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۸)، ۱۲۴.

۱۰ حسین مهاجرانی همدانی، سفرنامۀ عتبات (نسخۀ خطی شمارۀ ۴۷۹۱ کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران)، ۲۶-۲۷.

۱۱ هنری راولینسون، سفرنامۀ عتبات، ترجمۀ اسکندر امان­ اللهی بهاروند (تهران: آگاه، ۱۳۶۲)، ۳۱۶؛ محمدعلی­خان سدیدالسلطنه مینایی، سفرنامه، تصحیح احمد اقتداری (تهران: به­ نشر، ۱۳۶۲)، ۳۱۷.

۱۲ امیرمحمد حاجی ­یوسفی، ”علل خاتمۀ جنگ ایران و عراق از دید نظریه ­های روابط بین الملل،“ پژوهشنامۀ دفاع مقدس، سال ۱، شمارۀ ۴ (۱۳۹۱)، ۳۶-۳۷.

۱۳ حسن دری، کرمانشاه در جنگ (تهران: انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۱۳۹۱)، ۸۸.

۱۴ دری، کرمانشاه در جنگ، ۹۴.

۱۵ دری، کرمانشاه در جنگ، ۹۸؛ سعید داراب­پور، تقویم تاریخ دفاع مقدس (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۷)، جلد ۹، ۴۴.

۱۶ دری، کرمانشاه در جنگ، ۱۰۰؛ هادی نخعی و حسین یکتا، پیدایش نظام جدید (تهران: مرکز اسناد دفاع مقدس، ۱۳۹۱)، جلد ۱.

۱۷ دری، کرمانشاه در جنگ، ۱۱۰.

۱۸ بنگرید به بررسی باستان­ شناختی شهرستان سرپل ذهاب در سال ۱۳۴۷ به سرپرستی علی ­اکبر سرفراز، بررسی باستان ­شناختی شهرستان سرپل ذهاب در سال ۱۳۴۹ به سرپرستی سعید گنجوی و بررسی باستان­ شناختی شهرستان سرپل ذهاب در سال ۱۳۸۴ به سرپرستی شهین کرمانجانی و بررسی باستان­ شناختی شهرستان سرپل ذهاب در سال ۱۳۹۳-۱۳۹۴ به سرپرستی سجاد علی­ بیگی.

۱۹ سعید گنجوی، ”بررسی باستا ن­شناسی شهرستان سرپل ذهاب“ (بررسی ­های باستان­ شناسی کرمانشاهان در مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی کشور، گزارش منتشرنشده، ۱۳۴۹)، ۵۶-۶۱.

۲۰ بختیار عبدی، ”تحلیل فضای محیطی استقرارهای دورۀ تاریخی (اشکانی و ساسانی) سرپل ذهاب“ (پایان ­نامۀ کارشناسی ارشد باستان­ شناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، ۱۳۹۵)، ۶۲.

۲۱ علی ­اکبر سرفراز، ”بررسی باستان­ شناسی شهرستان سرپل ذهاب“ (بررسی­ های باستان­ شناسی کرمانشاهان در مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی کشور، گزارش منتشرنشده، ۱۳۴۷)، ۲۵-۲۶.

۲۲ سرفراز، ”بررسی باستان­ شناسی شهرستان سرپل ذهاب،“ ۲۵-۲۶.

۲۳ سرفراز، ”بررسی باستان­ شناسی شهرستان سرپل ذهاب،“ ۷۱.

۲۴ برای گونه ­شناسی سفال بنگرید به سامر نظری، ”مطالعه و گونه شناسی سفال­ های اشکانی به­دست­آمده از کاوش­ های قلعه یزدگرد و دشت سرپل ذهاب“ (پایان ­نامۀ کارشناسی ارشد پژوهشکدۀ حفاظت و مرمت آثار فرهنگی و تاریخی، دانشگاه هنر اصفهان، ۱۳۹۲).

۲۵ رضا نوربها، ”بررسی قرارداد حمایت از اموال فرهنگی به هنگام نزاع مسلحانه و اعمال آن در جنگ عراق علیه ایران،“ دوفصلنامۀ حقوق بین­ المللی، دورۀ ۱۲، شمارۀ ۱۶-۱۷ (۱۳۷۲)، ۲۱۰.

۲۶ بنگرید به

The Department of State, Treaty Information Bulletin, 67 (1935).

۲۷ بنگرید به

Commission for Protection and Restitution of Cultural Material, Process – Verbaux des Séances, XV, XVII and XVIII.

۲۸ نوربها، ”بررسی قرارداد حمایت از اموال فرهنگی،“ ۲۱۸.

۲۹ نوربها، ”بررسی قرارداد حمایت از اموال فرهنگی،“ ۲۸۵.

۳۰ آرشیو یونسکو، تلکس نمایندۀ دائم ایران، ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵.

۳۱ بنگرید به عبدالغنی و. لومر، مأموریت در جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با اجرای قرارداد ۱۹۵۴ لاهه، ۳۱ اکتبر تا ۷ نوامبر ۱۹۸۵، ۱-۱۵.