سنگ‌نگاره‌های یازلی چای، گندم کوه و زاغرم

| باستان شناس

مقدمه
در۱۳۸۶ش، بخش مرکزی شهرستان تفرش را بررسی و طی آن ۵۴ محوطه از دوران پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی شناسایی کردم. در میان این محوطه ها دو محوطه از همه جالب تر به نظر می رسید که سنگ نگاره و نقوش صخره ای از بزکوهی، انسان و نقوش هندسی داشت. ضمن بررسی دقیق نقوش حک شده بر صخره ها، از باورهای مردمی دربارۀ این نگاره ها نیز پرس و جو کردم که روشن کنندۀ برخی از مسایل پیش روی پژوهشگران در بررسی سنگ نگاره ها و نقوش صخره ای خواهد بود. همچنین، این منطقۀ کوهستانی است و زمین های قابل کشت آن بسیار کم و محدود است. بسیاری از روستاهای این منطقه در ارتفاعاتی حدود ۱۹۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده اند و به همین سبب، شغل غالب ساکنان این منطقه دامداری و باغداری است. علاوه بر این، سنگ‌نگاره‌هایی در کنار راه های مال رو و کاروانی در مناطق مجاور نیز حکاکی شده اند که احتمالاً  نشان می دهد این نگارکندها را چه کسانی و در چه جوامعی حکاکی کرده اند. از سوی دیگر، دو منطقۀ مقدس نزد ساکنان تفرش، یعنی کوه امجک و فرک، که اهمیت آیینی دارند نیز بازدید و مطالعه شدند.

در این نوشتار، ابتدا مختصری از وضعیت جغرافیایی و بوم شناختی و تاریخچۀ مطالعات سنگ نگاره ها خواهم گفت و در ادامه به توصیف و طبقه بندی و تحلیل نقوش یافت شده می پردازم.

موقعیت
شهرستان تفرش در مختصات جغرافیایی ۳۴ درجه و ۴۱ دقیقۀ عرض شمالی و ۵۰ درجۀ طول شرقی واقع است. این شهرستان در داخل حوضۀ آبریز آبکمر به ارتفاع ۱۹۰۰ متر از سطح دریای آزاد قرار دارد و از طریق رشته کوه مرکزی ایران از سمت شرق، جنوب و غرب محصور بوده و با شیب تندی به درۀ پُرآب قره چای می رسد. شهرستان تفرش از شمال به شهرستان ساوه، از شرق به استان قم و از جنوب به شهرستان های آشتیان و اراک و از سمت غرب به شهرستان کمیجان محدود است (شکل ۱).


شکل ۱. موقعیت استان مرکزی و شهرستان تفرش.نقشه از سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح.

آب و هوای شهرستان تفرش معتدل کوهستانی با زمستان های سرد و پُربرف و تابستان های معتدل است. از نظر تقسیم بندی اقلیمی، این شهرستان جزء اقلیم سرد (کوهستان های غربی) قرار می گیرد. فصل سرما از اوایل آذرماه شروع و کم و بیش تا آخر فروردین ماه ادامه می یابد. مقدار بارش در تابستان کم و در زمستان زیاد و اکثر به صورت برف است. در این منطقه، شدت تابش آفتاب در تابستان زیاد و در زمستان بسیار کم است.

شهرستان تفرش منطقه ای کوهستانی و محصور بین کوه های مرتفع است؛ از شمال به کوه های قندیز، کوه زنگاور، کوه محرق کان و کوه مرق محدود است که کلاً ارتفاعات بند ساوه نامیده می شوند. در شرق این منطقه کوه گوجه گل و سلمستان و در غرب آن کوه گون قرمز و نماور قرار دارند. جنوب شهرستان تفرش به دشت شمالی شهرستان اراک محدود می شود که کوه های میشی، دوهزاران و کلاه در این قسمت قرار دارند.۱

شاخۀ اصلی رودخانۀ دائم قره چای از سراب های هفته و عمارت، عباس آباد و ینجعلی از جنوب غربی و جنوب منطقۀ اراک، یعنی سربند و کزاز، سرچشمه گرفته و در محلی با نام کل دو آب رودخانۀ شراه را تشکیل می دهد. این رودخانه پس از گذشتن از درۀ دشت شراه به رودخانۀ قره چای وارد شده و بعد از گذشتن از دشت ساوه به رودخانۀ قمرود پیوسته، نهایتاً به حوض سلطان منتهی می شود.

 مهم ترین گونه های گیاهی تفرش عبارت اند از سنبل الطیب، بارهنگ، شقایق، گون، پونه، خاکشیر، باریجه، کنگر، زردتیک، آویشن، ریواس، کاسنی، گل گاوزبان، ورک، قارکما، پوشان، لیواز، جزی و پیتراق. علاوه بر اینها، درختچه ها و درختان بادامچه، گز، بید و چالوم در ارتفاعات این شهرستان به چشم می خورند.

حیوانات اهلی این منطقه شامل اسب، قاطر، الاغ ، گاو، گوسفند، بز و سگ است. حیوانات وحشی منطقه شامل شغال، روباه، گرگ، خرگوش، بز کوهی، میش کوهی، گراز، کفتار، لاک پشت، خوکچۀ وحشی، جوجه تیغی و پرندگانی چون کبک، خفاش، عقاب، تیهو، کلاغ، گنجشک، کبوتر، غاز و مرغابی وحشی و انواع سوسمارها است.  بستر رودخانۀ قره چای نیز محل مناسبی برای زندگی ماهیان رودخانه ای است. در کوه های جنوبی تفرش سابقاً پلنگ هم وجود داشته است.۲


شکل ۲. موقعیت سنگ نگار هها در بخش مرکزی تفرش. برگرفته از
http://corona.cast.uark.edu 

تاریخچۀ مطالعات
مطالعات هنر صخره ای در این منطقه از ایران نسبت به مناطق دیگر، جز لرستان،۳ زودتر شروع شد، ولی هنوز در ابتدای راه است. سنگ‌نگاره‌های این منطقه را برای اولین بار فرهادی  در دشت خمین و مناطق همجوار آن (تیمره، غرقاب قیدو و آشناخور) بررسی و مطالعه کرد که آنها را متعلق به ۴۰ هزار سال پیش دانسته است.۴ این مطالعات مسیر را برای دیگر محققان باز کرد تا در بررسی های خود بیشتر به این نقوش توجه کنند. پیش از آن، باستان شناسان این نقوش را متعلق به جوامع کوچ رو و چوپانی می دانستند و کمتر به آنها اهمیت می دادند. علاوه بر این، در ۱۳۷۶ش، پوربخشنده در بررسی منطقۀ فراهان چندین مجموعه از نقوش را بررسی کردو بخشی از گزارش خود را به این موضوع اختصاص داد که سبب شد این نگاره ها بیش از پیش محل توجه باستان شناسان قرار گیرند.۵ اوج مطالعۀ سنگ نگاره ها در دو دهۀ اخیر بوده و باستان شناسان و پژوهشگران تلاش های فراوانی برای شناسایی و تحلیل این نقوش در مناطق متفاوت کشور صورت داده اند. از جملۀ آنها می توان به سنگ‌نگاره‌های خره هنجیران مهاباد و کیوه سور عقرب لوی بوکان در آذربايجان غربی،۶ سنگ‌نگاره‌های هوراند (لقلقان) در اهر آذربايجان شرقی،۷ سنگ‌نگاره‌های سونگون،۸ سنگ‌نگاره‌های کردستان،۹ سنگ‌نگاره‌های درۀ دیوین همدان،۱۰ سنگ‌نگاره‌های اطراف رودخانۀ قره سو (قلعۀ ارجق) در مشکين شهر اردبيل،۱۱ نقوش صخره ای جنوب قزوین،۱۲ سنگستون و کهک قم۱۳ و خراسان شمالی۱۴ اشاره کرد که در این پژوهش ها، سنگ نگاره ها ازجنبۀ هنری و نمادی (سمبلیک) بررسی و مطالعه شدند.


شکل ۳. نمای هوایی از موقعیت روستای دربر و سنگ‌نگاره‌های یازلی چای. برگرفته از Google earth.

تقسیم بندی نگاره ها بر اساس روش ایجاد نقوش
سنگ نگاره ها بر اساس نوعی تقسیم کلی به نقش کنده (petroglyph) و نقاشی (pictograph) تقسیم و با توجه به فعالیت های صورت گرفته با شرایطی تاریخ گذاری می شوند.۱۵ این تقسیم بندی جهانی را برای سنگ‌نگاره‌های ایران نیز می شود به کار برد.۱۶ در این حالت با سه صورت از سنگ نگاره ها روبه رو خواهیم بود: الف. پیکتوگراف (pictograph) یا رنگین نگاره که شامل نقاشی، طراحی، اندود رنگی، چاپ و نگاره‌های موم اندود است؛ ب. پتروگلیف (petroglyph) یا نگارکنده که شامل کنده گری، شکاف دادن سنگ، نقر سوزنی، ساییدن، خراشیدن و سیاه قلم است؛ ج. ژئوگلیف (geoglyph) که مشتمل بر تغییر برجستگی و پدیده های طبیعی زمین به دست انسان برای نشان دادن برداشت های ذهنی اوست، اعم از اینکه این برداشت ها مرتبط با هنر، آیین، قوانین یا آداب اجتماعی و گروهی باشد. برای تاریخ گذاری آثار نقاشی صخره ای هم با نمونه برداری از رنگدانه های حاوی مواد آلی از روش AMS – C ۱۴، که روش مطمئنی برای تاریخ گذاری مطلق در میان باستان شناسان، زمین شناسان و زمین ریخت شناسان است، گاهنگاری صورت می گیرد.۱۷ شیوۀ دیگر شامل بررسی و مطالعۀ رسوبات انباشته در طی زمان بر روی این نقوش و پوشش هایی است که باعث ایجاد رنگ های قهوه ای و سیاه شده اند.۱۸

بر اساس پژوهش های صورت گرفته در ایران، تاکنون دو ردۀ پیکتوگراف (رنگین نگاره ها)  و به ویژه پتروگلیف (نگارکنده ها) نمونه های بیشتری دارند. آبچکان های دوقلوی غار کوه امجک و صخره ها و درختان مقدس فرک را می توان در ردۀ ژئوگلیف دسته بندی کرد.


شکل ۴. نمایی از درۀ یازلی چای و مسیل رودخانۀ فصلی و پوشش گیاهی آن. تصویر از علی نوراللهی.

شکل ۵. صخرۀ آهکی که سنگ‌نگاره‌ها روی آن قرار دارند.  تصویر از علی نوراللهی.

دسته دیگر از نگاره های صخره ای دربرگیرندۀ کنده کاری هاست. چنان که اشاره شد، انواع کندن ، ساییدن، خراشیدن، بریدن، خرد کردن سنگ یا صخره که منجر به ایجاد شکل، نماد، تصویر یا نگاره ای از جانوران یا اشیای بی جان شود در این دسته قرار دارد و این گروه هم در ایران و هم در سطح جهان بیشترین نمونه های هنر صخره ای یا نشانه گذاری را شکل می دهند.۱۹

روش های ایجاد نقوش صخره ای در ایران
در خصوص چگونگی ایجاد نقوش و نحوۀ کنده  کاری صخره ها اطلاعات چندانی در دست نیست، ولی با توجه به مطالعات زمین شناختی، نوع سنگ های هر منطقه زمینۀ خاصی برای ایجاد نقش فراهم می کند و برای کنده کاری روی آنها باید از شیء یا ابزاری که با درجۀ سختی بالاتر از بافتار سنگ استفاده کرد.

روش ایجاد نقوش بر اساس ژرفا، پهنا یا میزان سایش یا خراش سنگ تبیین پذیرند و شیوه های گوناگون ایجاد نقوش، اعم از نقر، حک، خراش و سایش به این ترتیب آشکار می شود. این آثار عمدتاً با کوبش، سایش و خراش ایجاد شده اند.۲۰

یازلی چای دربر
سنگ‌نگاره‌های یازیلی چای در قسمت پایینی دیواره ای با صخره های آهکی در تنگۀ یازیلی چای در کوه گوجه در شمال غرب روستای دربر۲۱ در دهستان رودبار (۶ژ۲۵کیلومتری شمال شرق شهر تفرش) و در مختصات جغرافیایی “۲.۴۵ ‘۵۴ °۳۴ شمالی و ” ۳۶.۷۰ ” ۵۲ °۴۹ شرقی واقع شده اند (شکل های ۳  تا ۵). این سنگ نگاره ها مشتمل بر حدود ۷۰ نقش اند که عمدتاً عبارت اند از نقوش هندسی (دایرۀ چندقسمتی و مربع چهارقسمتی)، نقوش انسانی استیلیزه زن، نقوش استیلیزه بز کوهی که فضای خالی بین شاخ ها و پشت بزها با دایره هایی پر شده است، نقوش دایره ای که خطی مستقیم و خمیده در پایین آنها ترسیم شده (ناشناخته) و فضای داخل دایرۀ بعضی از این نقوش هم با چند خط افقی تقسیم شده است، سواستیگا و نقشی شبیه گل که در مرکز آن دو خط متقاطع نقر شده است (شکل های ۸۶ تا ۸). این نقوش در زمان های متفاوت ایجاد شده اند، به قسمی که نقش های جدیدتر روی نقوش قبلی حکاکی شده اند و این موضوع سبب مخدوش شدن نقوش قبلی شده است. علت آن نبود صخرۀ مناسب برای ایجاد نگاره های جدید بوده است. همچنین، در سالیان اخیر این نقوش صخره ای به شدت آسیب دیده و خاک های روبه رو و پای صخره به منظور گنج یابی حفاری و جابه جا شده است. در ایجاد این سنگ نگاره ها دو تکنیک کوبش و خراش بر سطح سنگ به کار رفته است و در هیچ کدام از سنگ نگاره ها اثری از رنگ نیست (شکل ۹).


شکل ۶. (بالا چپ) سنگ‌نگاره‌های یازیلی چای. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۷. (بالا راست) نقوش انسانی (زن) در کنار سایر نقوش. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۸. (پایین) نمایی نزدیک از سنگ‌نگاره‌های یازیلی چای. تصویر از علی نوراللهی.

در روش کوبش، نقوش با شیء یا ابزار نوک تیز فلزی یا با سنگی سخت تر (سنگ چرت یا چخماق) بر روی صخره ها نقش می شود. این شیوۀ نگارگری بر روی سنگ در بیشتر نقاط ایران و خاور نزدیک باستان متداول بوده و رایج ترین شیوۀ ایجاد سنگ نگاره هاست. این روش بسته به اندازه و جنس شیء کوبنده طیفی از نقوش ظریف و نازک تا زمخت و خشن ایجاد کرده است.


شکل ۹. (بالا) نگارۀ بز با بدن توخالی و نقوش ناشناخته. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۱۰. (پایین چپ) نقش سنگ‌نگارۀ ناشناخته تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۱۱. (پایین راست) سنگ‌نگارۀ زنان. تصویر از علی نوراللهی.

در یازلی چای، به کارگیری روش خراشیدن سطح سنگ با ابزارهای سنگی کوچک، ظریف و سخت سبب ایجاد نگاره های ظریف و نازکی شده است که اندازۀ برخی از آنها به اندازه یک بند انگشت است و حتی امروزه هم آثار خراشیدگی شیء و ابزار ایجادکنندۀ نقوش به صورت خطوط نازکی در اطراف سنگ نگاره ها مشاهده پذیر است. استفاده از ابزارهای کوبشی بزرگ تر نیز سبب سنگ‌نگاره‌های بی ظرافت، زمخت و نامنظم شده است.

نقوش انسانی: دو نقش انسانی حاصل از شیوۀ خراش ظریف روی بخش کوبشی در میان این نقوش دیده می شود که پایین تنۀ آنها ضخیم و پهن حکاکی شده است. بلندی این نقوش ۲۰ سانتی متر است و در یکی از آنها جزییات موی سر نیز ترسیم شده است. این نقوش با توجه به ویژگی آنها نقش زن (شکل ۷ و ۱۱) و مشابه با نقش انسانی کوه لره فراهان و درۀ سونگون آذربایجان شرقی اند.۲۲ همچنین نقش دو پنجۀ دست در این مجموعه دیده می شود که در مرکز سنگ نگاره ها و قسمت بالای صخره به صورت منفی و با شیوۀ کوبشی ایجاد شده اند (شکل ۱۳).۲۳


شکل ۱۲. (راست) نقش احتمالی گل. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۱۳ . (چپ) نقش پنجۀ دست. تصویر از علی نوراللهی.

نقوش حیوانی: یک نقش احتمالاً مار و 15 نقش بز کوهی با دو روش کوبشی و خراشیدن ترسیم شده است. اندازۀ این نقوش از ۱۵ تا ۳۵ سانتی متر متغیر است. نقوش حیوانی این منطقه به سه دسته تقسیم می شوند: الف. نقش بز کوهی که بدن آن توخالی و شکم آن به صورت نیم دایرۀ مقعر رسم شده است. پاها به صورت مجزا و به شکل خطی با دو هاشور (خط مورب) شکل گرفته اند و حکاک خواسته بدن بز را نشان دهد. شاخ به صورت نیم دایره ای است و فاصلۀ بین شاخ ها و پشت حیوان با دو دایرۀ چهارقسمتی پر شده است. از این نقش فقط یکی در میان این سنگ نگاره وجود دارد (شکل ۹) و اگر هم پیش تر بوده، بر اثر ایجاد سنگ‌نگاره‌های جدید از بین رفته است. مشابه این نقش در کوه لره فراهان،۲۴ قلیچ کندی در کوه های جنوب قزوین۲۵ و همیان جدید۲۶  هم گزارش شده است. ب. بز کوهی با بدن خطی و مشبک که پاها و بدن به صورت منحنی اند و گردن و سر و شاخ ها به صورت نیم دایرۀ برگشته به پشت به آن متصل شده اند. در بین پاها و شکم نقش دایره ای با دو خط متصل به پایین آن رسم شده است. از این نقش نیز فقط یکی در این سنگ نگاره ها وجود دارد. ج. نقش بز کوهی به اندازۀ ۱۵ تا ۲۵ سانتی متر که با ۱۲ نمونه بیشترین تعداد سنگ نگارۀ بز کوهی را به خود اختصاص داده است. این گروه را می توان به دو دسته تقسیم کرد: یکی شامل ۶ نگارۀ بز کوهی است که با روش خراش بر سطح سنگ به عمق حدود ۲ تا ۳ میلی متر شکل گرفته اند و بدن، پاها و شاخ ها  با خطوط نازکی به ضخامت ۲ میلی متر نشان داده شده اند. در یکی از این نقوش، بز کوهی با شش پا نقر شده است. این نقش مشابه نقش بز کوهی شش پا در نگاره های گردی کوه زنجان است.۲۷ دستۀ دوم بزهای کوهی با بدن خطی اند که با روش کوبش ایجاد شده اند و به همین سبب ظرافت دستۀ اول را ندارند. فقط در یک بز کوهی به اندازۀ ۱۰ سانتی متر شاخ ها به صورت ۷ ترسیم شده است.

نقوش گیاهی: فقط یک نمونه در بالاترین قسمت صخره نقشی با شیوۀ خراش بر سنگ ایجاد شده که شبیه نقش گل است (شکل 12).

 نقوش هندسی و نقوش ناشناخته: این گونه نقوش ۳۶ عددند که بیشترین تعداد نقوش یک نوع در میان این سنگ نگاره هاست. این نقوش عبارت اند از دایرۀ چهارقسمتی (چهارپر) و شش قسمتی(شش پر)، دایره‌ای که با خط عمودی به دو قسمت تقسیم شده، دایره، مربع دوقسمتی، دایره ای که در داخل با شکل T به سه قسمت تقسیم شده و در پایین آنها خطی کوتاه و منحنی به آن متصل شده است (شکل 10). مشابه این نقش در کوه لره فراهان۲۸ و تیمره و تنگ غرقاب خمین۲۹ نیز وجود دارد.


شکل ۱۴ . نمایی از بنای زبیده خاتون دربر. تصویر از علی نوراللهی.

همچنین، نقش سواستیکا با شیوۀ خراش در بالای نقوش زنان به اندازۀ ۱۵سانتی متر دیده می شود (شکل ۱۱). این نقش مشابه نقش سواستیکا در میان سنگ‌نگاره‌های تیمره۳۰ و همیان جدید ۳۱۱  و پناهگاه سونگون ارسبارن در آذربایجان شرقی۳۲ است.

در بین سنگ نگاره ها خطوط کندۀ بسیاری دیده می شود که مربوط به سنگ‌نگاره‌های قدیمی تر است که با ایجاد نقوش جدید از بین رفته و مخدوش شده اند. علاوه بر این، در بخشی از صخره به علت ریزش آب لایه ای رسوب تشکیل شده و احتمالاً تعدادی از نقوش را پوشانده است.۳۳

گندم کوه
سنگ نگاره های گندم کوه و اطراف آن در۱/۵ کیلومتری شمال شرق و دست چپ جادۀ آسفالتۀ شهر تفرش به بخش خرازان و در مختصات جغرافیایی ۲.۴۵ صرم ثانیه و ۵۴ دقیقه و ۳۴ درجۀ شمالی و ۶۹.۷۰ صدم ثانیه و ۵۲ دقیقه و ۴۹  درجۀ شرقی واقع اند (شکل ۲). گندم کوه از پديده‌هاي مهم زمين شناسي شهرستان تفرش است كه بر اثر فعاليت‌هاي آتشفشاني به صورت مخروطي درآمده است كه از صخره‌هاي خاكستري و تيرۀ گرانیتی پوشيده شده است. ارتفاع آن از سطح زمين هاي اطراف ۱۱۷۰ متر است.

پوشش گیاهی مرتعی آن که به علت چرای بی رویۀ دام ها ضعیف شده و شامل گیاهان و بوته های بیابانی از قبیل گون و خارشتر به صورت تُنُک است (شکل های ۱۵ و ۱۶).


شکل ۱۵ . (بالا راست) نمای هوایی گندم کوه. برگرفته از Google earth.
شکل ۱۶. (بالا چپ) نمایی از گندم کوه در حاشیۀ شمالی شهر تفرش. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۱۷. (پایین راست) بقایای قلعۀ دورۀ ساسانی بر روی گندم کوه. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۱۸. (پایین چپ) کانال آبرسانی قلعۀ ساسانی گندم کوه. تصویر از علی نوراللهی.

اهالی تفرش معتقدند كه در گذشتۀ دور از اين كوه به منزلۀ انبار گندم برای سال های جنگ، خشكسالي و قحطی استفاده می شده و معتقدند كه انبار غلات در نوك مخروطی گندم كوه قرار داشته و گندم را با لوله‌های سفالي (تنبوشه) به پایين منتقل می كردند. در بررسی سطحی قسمت فوقانی گندم کوه به بقایای دیوارهای لاشه سنگی قلعه ای با ملاط گچ نیم کوب برخوردم که که پی ها و بقایای کانال سنگی آن که برای هدایت آب باران و تأمین آب ساکنان قلعه در دیوارۀ صخره کنده شده قابل مشاهده است (شکل های ۱۷ و ۱۸). با توجه به سفال های سطحی و شکل خاص معماری این قلعه متعلق به دورۀ ساسانی است (شکل۱۹). بنابراین، معتقدم علاوه بر اینکه شکل گیری این ذهنیت نزد اهالی تفرش ناشی از این است که بز کوهی نشان و نماد آبادانی است، علت دیگر نام گذاری این کوه نیز احتمالاً وجود قلعه با تأسیسات جانبی باقی ماندۀ آن است.


شکل ۱۹. سفال های سطحی متعلق به دوره ساسانی در گندم کوه. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۲۰. سنگ‌نگاره‌های بالای گندم کوه.  تصویر از اسماعیل شراهی.

در صخره های بالای گندم کوه و دامنه های اطراف آن تعداد زیادی سنگ‌نگاره‌ به روش کوبشی ایجاد شده است که مانند سنگ‌نگاره‌های مناطق همجوار بیشتر این سنگ نگاره ها بز کوهی اند که به صورت استیلیزه و برخی از آنها با بدن های توپر، شاخ های نیم دایره و دم های رو به بالا در جهات متفاوت و در اندازه های گوناگون ایجاد شده اند. در این سنگ نگاره ها جزییات بز کوهی یعنی ریش، بدن،  گردن، جنسیت و گره شاخ ها نقر شده است. از نظر موضوعی، این سنگ نگاره ها گلۀ بز کوهی را نشان می دهند (شکل های ۲۰ تا ۲۲).


شکل ۲۱. سنگ‌نگاره‌های بالای گندم کوه. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۲۲. سنگ‌نگاره‌های گندم کوه. تصویر از علی نوراللهی.

نقوش انسانی: فقط یک نقش انسانی روی قطعه سنگی سیاه رنگ شناسایی کرده ام که مردی را به اندازۀ ۱۵ سانتی متر در حال رقص نشان می دهد و در زیر پای آن، بزهای کوهی رو به سمت راست نقر شده اند. اندازۀ نقش انسانی بسیار کوچک تر از سنگ نگارۀ بزها نقش شده است (شکل ۲۳) که مشابه با سنگ نگارۀ کوه چراغعلی فراهان  و سونگون  است.

نقوش حیوانی (بز کوهی): مانند سایر نواحی استان مرکزی، در این مجموعه نیز بیشتر سنگ نگاره ها را بز کوهی تشکیل می دهند که به دو گروه تقسیم می شوند: الف. بز کوهی با بدن خطی، شاخ های قوسی بلند برگشته و دم برگشتۀ رو به بالا و در برخی از این نقوش جزییاتی مانند ریش، جنسیت و گره شاخ ها دیده می شود. ب. نقوش توپر (منفی) که در این نقوش، ابتدا بدن بز خط گیری شده و سپس با ضربه های ممتد کوبشی به صورت توپر نشان داده شده است. در این نقوش طبیعت گرایی فوق العاده ای وجود دارد و تا حد زیادی به نقاشی نزدیک شده است. در این گروه، جزییاتی از قبیل ریش، جنسیت و گره شاخ ها با دقت نقر شده اند. در بعضی از نقوش، تلاشی برای مجزا نشان دادن پای بزها نشده، بلکه هر جفت پا را به صورت خطی کلفت و ضخیم نشان داده اند. همچنین، در برخی از این نگاره ها بز کوهی به صورت تک شاخ حک شده است (شکل های ۲۴ و ۲۵). مشابه این نقوش به صورت توپر در میان نقوش تیمره و غرقاب خمین   و قلیچ کندی جنوب قزوین  هم دیده می شود.


شکل ۲۳. (بالا راست) بوم سنگی در دامنۀ گندم ­کوه. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۲۴. سنگ‌نگاره‌های گندم ­کوه. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۲۵. :طرح سنگ‌نگاره‌های بالای گندم ­کوه. تصویر از علی نوراللهی.
شکل ۲۶. طرح سنگ‌نگاره‌های گندم ­کوه. تصویر از علی نوراللهی.

نقوش هندسی: در میان این سنگ نگاره ها نقش هندسی یافت نشد. به علت وسعت و محدودۀ پراکنش و کمبود وقت همۀ سنگ نگاره ها بررسی نشده اند.

سنگ نگاره های دشت زاغرم
دشت زاغرم در غرب شهر تفرش واقع شده است. سنگ‌نگاره‌های زاغرم در فاصله ای نزدیک به دانشگاه آزاد تفرش قرار دارند. این نقوش بر سطح تخته سنگ های پراکنده در دشت نقر شده اند (شکل ۲۷). این نقوش به روش کوبشی و با استفاده از تکنیک کنده کاری ایجاد شده اند. نقوش در بخش آفتابگیر تخته سنگ ها و در جایی ترسیم شده اند که در معرض تابش مستقیم آفتاب اند.


شکل ۲۷. دورنمایی از محل  سنگ‌نگاره‌های زاغرم تفرش. تصویر از اسماعیل شراهی.

نقوش انسانی: این نقوش شامل تصاویری از نقش انسان هایی است که به صورت انتزاعی بر صخره ها نقر گردیده اند. در یک نمونه، نقش انسانی را درحالت حرکت ورزشی نشان می دهد که در دوره های بعد شخص دیگری را در حالت دفاع در مقابل آن قرار داده اند. نقش قدیمی تر پای راست خود را جلو قرار داده و با دست راست که با مشت اغراق آمیزی رسم شده، سمت جلو نشانه رفته است. در نقش دوم، حالت قرینۀ نقش اول با سری شبیه روباه نشان داده شده است.


 شکل ۲۸.  نقش بز کوهی ایجادشده به صورت کوبشی با جزییات. تصویر از اسماعیل شراهی.

نقوش حیوانی: نقوش حیوانی شامل تصاویر مختلفی از نقوش حیوانات اهلی و وحشی است که در جای جای سنگ ها کنده شده اند. این حیوانات عبارت اند از بزهای کوهی، سگ، روباه و گوزن. از نظر فراوانی، نقش بزهای کوهی بیشترین نقش را دارند. تصاویر بزهای کوهی در حالت های گوناگونی به تصویر درآمده اند. بر روی تعدادی از تخته سنگ ها، نقش این حیوان به صورت حیوانی با شاخ های بلند و بدنی کاملاً کشیده و پاهایی بلند نشان داده شده است که در مقابل انسان شکارچی قرار گرفته اند. نقش بدن این دسته از حیوانات کاملاً توپر نشان داده شده است. بر روی صخره های دیگر، نقش بز به صورت حیوانی با شاخ های نسبتاً بلند، بدنی کشیده و پاهایی کوتاه نمایش داده شده است که به صورت خطی بر صخره ها نقر شده اند. در برخی نقوش پای بزها به هم چسبیده است که نشانۀ اهلی بودن و بستن پای آنهاست.

از جمله نقوش دیگری که بر دیواره صخره ها نقر شده می توان به نقش گوزن اشاره کرد که فقط در یک نمونه دیده می شود. نقش این حیوان با شاخ های بلند و دندانه دار و با بدنی کشیده نشان داده شده است.


شکل ۲۹. (راست) تعداد زیادی از نقوش بز کوهی بر روی یک تخته­ سنگ منفرد. تصویر از اسماعیل شراهی.
شکل ۳۰. (چپ) نقوش متفاوتی از نقش بزهای کوهی در اندازه­ های گوناگون در کنار یکدیگر. تصویر از اسماعیل شراهی.

نقوش هندسی: در یک نمونه از این نقوش، تعداد زیادی خانه های مستطیل شکل چسبیده به هم، شبیه یک نردبان، قابل مشاهده است.

نقوش ناشناخته: این نقوش نشان دهندۀ شکل خاصی نیستند و بیشتر به صورت رمزی ترسیم شده اند. در یک نمونه، نقش یک دایرۀ توخالی در پایین و چسبیده به بالای آن شکلی شبیه به T قابل مشاهده است (شکل های ۲۸ تا ۴۲).۴۱

کوه امجک
غار امجک در ارتفاعات کوه امجک غاری قرار دارد که در ارتفاع ۱۹۰ متری از سطح دریا و در فاصلۀ ۶۳ کیلومتری شمال غربی تفرش بر فراز درۀ سلطان امجک واقع است. ورودی آن دیواره ای به طول ۱۲ متر دارد و برای ورود به آن باید با کمک ابزار از دیواره گذشت. این غار جزو مناطق کارستی با صخره های آهکی به شمار می رود و در آن به مرور زمان دو استلاگمیت (قندیل) به وجود آمده که از سقف غار به شکل پستان زن آویزان اند. این غار برای مردم تفرش از تقدس خاصی بر خوردار است، چنان که بسیاری برای گرفتن مراد در روزهای خاصی از سال، از جمله جمعه ها و آخر سال، برای زیارت به آنجا رفته و قربانی می کنند. احتمالاً این غار از گذشته های دور برای مردمان این ناحیه شناخته شده بوده ومی توان آن را با الهۀ آناهیتا و باروری در ارتباط دانست.


شکل ۳۱. (بالا) نقش بز کوهی با دم دایره ای شکل و روباه و روباه. تصویر از اسماعیل شراهی.
شکل ۳۲. (پایین) نقش بز کوهی درمقابل حیوان وحشی. سنگ‌نگاره‌های زاغرم تفرش. تصویر از اسماعیل شراهی.

صخره ها و درختان مقدس فرک
در دامنه های شمالی کوهپناه، در جنوب روستای فرک در دهستان کوهپناه و در کنار مسیری مال رو که از داخل دره ای به سمت بخش فراهان می رود، صخره ها و درختان پراکنده ای دیده می شود که به گفتۀ اهالی محل طلسم شده اند. به همین علت، از این قسمت بازدیدی کوتاه به عمل آوردم. در قسمتی از شیب این دره تعدادی سنگ و صخره به صورت ایستاده مشاهده شد. به گفتۀ ساکنان این منطقه، اینها چوپانی با گوسفندان و سگش بوده اند و زمانی که حضرت موسی چوپان درخواست شیر می کند و چوپان به او شیر نمی دهد، حضرت موسی به اذن خدا چوپان و گوسفندان و سگش را به سنگ تبدیل می کند. همچنین، به گفته اهالی، درختان این منطقه طلسم شده اند و در صورت زخمی کردن شاخه ای از این درختان شیره ای سرخ از آن بیرون می آید. به همین علت، اهالی روستای فرک هیچ گاه این درختان را قطع نمی کنند و نمی سوزانند، زیرا معتقدند این کار اعضای خانواده را دچار مرگ و تباهی می کند. امروزه سازمان جنگلبانی استان از این درختان محافظت می کند. معتقدم که احتمالاً در گذشته های دور به علت بهره برداری بی رویه از این جنگل ها درختان در معرض نابودی کامل قرار داشته اند و شخصی با آگاهی از این مسئله و تأثیر عوامل مذهبی خواسته است از تخریب بیشتر آنها، که یگانه جنگل طبیعی باقی مانده در این بخش است، جلوگیری کند که نشان از تأثیر عوامل مذهبی در حفظ منابع طبیعی دارد.۴۲


شکل ۳۳.  نقش انسان در مقابل بزکوهی. سنگ‌نگاره‌های زاغرم. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۳۴. دو نگاره از نقش انسان در حال اجرای حرکت نمایشی. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۳۵. نقش و طرح بز کوهی با شاخ­ های بسیار بلند. سنگ‌نگاره‌های زاغرم. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۳۶. (راست) نقش بز کوهی که به تازگی نقرشده. تصویر از اسماعیل شراهی.
شکل ۳۷. (چپ) نقش بز و چهار خط (دست) با روباه. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۳۸. (راست) طرحی از نقش نامتعارف یک دایره به همراه علامتی شبیه به T. تصویر از اسماعیل شراهی.
شکل ۳۹. نگارۀ  بز کوهی و انسان به صورت استیلیزه.  تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۴۰. نقش هندسی  پلکانی.  تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۴۱. نقش و طرح بز کوهی.  سنگ‌نگاره‌های زاغرم. تصویر از اسماعیل شراهی.

شکل ۴۲. نقش و طرح از نقش بز کوهی. سنگ‌نگاره‌های زاغرم. تصویر از اسماعیل شراهی.

گاهنگاری
یکی از اصلی ترین مشکلات در خصوص نقوش صخره ای مسئلۀ تاریخ گذاری آنهاست. تاریخ گذاری تقریبی نقوش صخره ای بیش از هر چیز بر تحلیل باستان شناختی چشم انداز استقرار صخره ها استوار است.۴۳ در اینجا، علاوه بر این رویکرد از رویکرد تطبیقی این نقوش با نقوش مشابه در دیگر مناطق همجوار نیز استفاده شده است.

در میان این سنگ نگاره ها، ابزارها و نقوش مشخصی از جمله کمان، شمشیر و سوارکار که تاریخ گذاری نسبی معمولاً بر اساس آنها صورت می گیرد، دیده نمی شود، اما نقوش انسانی و نقش بزهای کوهی را که به صورت منفی و مثبت حکاکی شده اند مبنای گاهنگاری نسبی قرار داده ام.

نقوش بز کوهی در یازلی چای که به شیوۀ منفی و بدن هاشورزده نشان داده شده مشابه نقوش رنگ نگارۀ همیان جدید ۱ و قلیچ کندی در کوه های جنوب قزوین است که در حدود هزارۀ اول پیش از میلاد تاریخ۴گذاری نسبی شده اند.۴۴ نقوش زنان و مرد در حال رقص مشابه با نقوش کوه لره و درۀ سونگون است که از هزارۀ سوم تا هزاره اول پیش از میلاد تاریخ گذاری شده اند.۴۵ نقش اثر پنجۀ دست به صورت منفی ابتدا حاشیه گیری شده و سپس با ضربات ممتد به صورت توپر در آمده است. در این حالت، ابتدا نگارگر دست خود را بر سنگ قرار داده و سپس رنگ را با ابزاری به روی آن دمیده اند و در پایان نقش به صورت منفی باقی مانده است. این روش در اشکفت آهوان گزارش شده است،۴۶ اما در اینجا حکاک ابتدا دست و انگشتان را حاشیه گیری کرده و سپس به روش کوبشی پر نموده است. بنابراین، از نظر تاریخ گذاری بسیار جدیدتر از نقوش اشکفت آهوان بستک است.

همچنین، در ابتدای درۀ یازلی چای بقایای قلعه ای مربوط به دورۀ تاریخی شناسایی شد که مطالعۀ اولیۀ سفال های آن نشان می داد متعلق به دورۀ ساسانی است، اما نگاهی به سنگ‌نگاره‌های یازلی چای نشان می دهد که این سنگ نگاره ها ارتباطی با این قلعه نداشته و احتمالاً متعلق به کوچ روهایی بوده اند که از این دره به دشت ساوه و جنوب قزوین می رفته اند. همچنین، نگاره های یازلی چای بارها بر روی سنگ‌نگاره‌های قبلی حک شده اند که باعث مخدوش شدن نگاره های قدیمی تر شده و بنابراین، این گروه در زمان های مختلفی ایجاد شده اند، در حالی که در نگاره های گندم کوه این وضعیت دیده نمی شود.

علاوه بر آنچه گفته شد، در خصوص نقوش گندم کوه این سوال مطرح است که آیا نگاره ها هم زمان با قلعه اند یا نه. این نگاره ها با توجه به شکل ظاهریشان احتمالاً به دورانی قبل از ساخت قلعه تعلق داشته اند و می توان آنها را به دورۀ عصر آهن ||| ( ۸۰۰ یا ۷۵۰-۶۰۰پ م) نسبت داد، زیرا در این دوره نقوش برجستۀ بز کوهی به سبک این سنگ نگاره ها به صورت برجسته بر روی ظروف سفالی ایجاد شده و همچنین، پژوهشگران بزهایی با بدن توپر را در این دوران تاریخ گذاری کرده اند.۴۷

پیشنهاد تاریخ دقیقی برای سنگ‌نگاره‌های دشت زاغرم مشکل است. یکی از علت ها نبود نقوش شاخص و از جمله نبود کتیبه و سوارکار، ابزار، آلات و ادواتی است که در میان سایر سنگ‌نگاره‌های مناطق همجوار دیده می شود. در کل می توان گفت که این سنگ نگاره ها هم زمان با سایر سنگ‌نگاره‌های بخش مرکزی تفرش و سایر نواحی استان مرکزی ایجاد شده اند و نقوش نامشخص را به احتمال فراوان در ارتباط با گروه های انسانی و قومی ساکن در منطقه می توان بررسی کرد که به سبب کمبود مدارک اکنون برای ما ناشناخته است.

جمع بندی
این سنگ نگاره ها بازتاب تفکرات و خلاقیت هنری گله داران یا شکارچیان تنهایی است که ذهنیت خود را هنگام انتظار با مهارت به عینیت درآورده و این تخیلات ذهنی را با قلم سنگی بر صخره های بالای کوه حک کرده اند. این سنگ نگاره ها در فاصلۀ ۲۵ کیلوتری همدیگر قرار دارند و هر سه مجموعه در کنار راه های مال رو و کوچ قرار گرفته اند. سنگ‌نگاره‌های گندم کوه بر بلندا و دامنۀ گندم کوه و در کناره مسیر خرازان به دشت ساوه و قم و سنگ‌نگاره‌های یازلی چای در دیوارۀ دره ای واقع شده اند که مسیر کوچ از آن می گذرد. بنابراین، می توان گفت که این نقوش را شکارچیان یا افراد جوامع کوچ رو و دامپرور ترسیم کرده اند که هر ساله از این مسیرها عبور می کردند یا به انتظار شکار می ماندند.

جز در شیوۀ ایجاد نگاره شباهت کمی از نظر موضوعی بین این دو گروه وجود دارد و اگر بپذیریم نقوش ناشناختۀ این سنگ نگاره ها نماد فرد یا گروه یا قبیلۀ خاصی بوده اند، می توان گفت که این سنگ نگاره ها احتمالاً به دست ایل یا قبیله یا افراد وابسته به دو گروه متفاوت ایجاد شده اند. با این حال، با توجه به کمبود اطلاعات ما این موضوع لاینحل باقی می ماند.


*لازم می دانم از آقایان اسماعیل شراهی، مدیر پژوهش میراث فرهنگی استان مرکزی؛ غلام شیرزاد، دانشجوی دکتری دانشگاه محقق اردبیلی؛ علی ابوالفضلی، کارشناس ادارۀ میراث فرهنگی زنجان؛ و سرکار خانم افسانه علی لو، کارشناس میراث فرهنگی استان زنجان، سپاس گزاری کنم.
۱طرح هادی شهر تفرش (۱۳۷۲)، ۱-۲.
۲سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مرکزی، آمارنامۀ استان مرکزی (۱۳۷۸)، ۱-۴.
۳ حمید ایزدپناه، آثار باستانی و تاریخی لرستان (تهران: آگاه، ۱۳۶۳)؛ حمید ایزدپناه، ”نقاشی های غار دوشه در لرستان،“ باستان شناسی و هنر ایران، سال ۱، شمارۀ ۴ (۱۳۴۸)، ۵۳-۵۷؛ حمید ایزدپناه، ”نقاشی های پیش از تاریخ در غارهای لرستان،“ باستان شناسی و هنر ایران، سال ۱، شمارۀ ۳ (۱۳۴۸)، ۶-۱۳؛
C. B. M. McBurney, “On Examination of Rock Painting in Kuh Dasht Area,” Bastanshenasi va Honar-e Iran, 3 (1969), 7-8
۴مرتضی فرهادی، موزه هایی در باد: رساله ای در باب مردم شناسی هنر (تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۷).
۵خسرو پوربخشنده، ”گزارش بررسی و شناسایی بخش فراهان سفلی (شهرستان اراک)“ (اراک: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان مرکزی، صنایع دستی و گردشگری استان مرکزی، ۱۳۷۶ [منتشرنشده]).
۶پدرام محمودی، تمدن مهاباد (تهران: نشر هور، ۱۳۷۳)، ۸۱-۸۲؛ سیروان محمدی، ”معرفی نقوش صخره ای سنگستون در فلات مرکزی ایرن،“ باستان پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، 85-90.
۷جلال الدین رفیع فر، ”هنر صخره ای در شمال غرب ایران: سنگ‌نگاره‌های هوراند (لقلقان)،“ مجموعه مقالات همایش بین المللی باستان شناسی ایران، حوزۀ شمال غرب، به کوشش مسعود آذرنوش (تهران: سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۸۰)، ۱۱۱-۱۲۲.
۸جلال الدین رفیع فر، سنگ‌نگاره‌های راسباران (تهران: پژوهشکدۀ مردم شناسی، ۱۳۸۴)؛ جلال الدین رفیع فر، ”سنگ نگاره های سونگون،“ نامۀ انسان شناسی، سال ۱، شمارۀ ۱ (بهار و تابستان ۱۳۸۱)، ۴۵-۷۵.
J. Lahafin, “Petroglyphs of Kurdestan,” Rock Art Researches, 21:1 (2004), 3  ۹
۱۰محمدرحیم صراف، ”نقوش حکاکی شدۀ درۀ دیوین الوند همدان،“ گزارش های باستان شناسی، سال ۱، شمارۀ ۱ (۱۳۷۶)، ۳۰۴-۳۱۰.
۱۱شقایق هورشید، ”معرفی نقوش صخره ای شهریری (قلعۀ ارجق)،“ باستان-پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، ۸۱-۸۵.
۱۲حکمت الله ملاصالحی، محمد سعیدپور، آتوسا مؤمنی و محمد بهرام زاده، ”باستان شناسی صخره نگاره های جنوب کوهستان استان قزوین: بررسی و مستندنگاری نقوش صخره ای محوطه های جلمبر، یازلی و قلیچ کندی،“ باستان پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، ۳۵-۴۶.
۱۳محمدی، ”معرفی نقوش صخره ای سنگستون،“ ۸۵-۹۰.
۱۴علی اکبر وحدتی، بوم های سنگی، گزارش بررسی دو مجموعه هنر صخره ای در استان خراسان شمالی: جربت و نرگسلوی علیا (خراسان شمالی: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی، ۱۳۸۹).
15 R. G. Bednarik, “Direct Dating Rresult from Australian Cave Petroglyphs,” Geology, 13 (1998), 7
۱۶فریبا کریمی، ”نگرشی نو به کنده نگاره های صخره ای ایران در مطالعات میدانی،“ باستان پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، ۲۰-۳۵.
.17R. H. Bewley, The Cambridge University Archaeological Expedition to Iran 1969, Excavition in Zagros Mountian, Mirmalas, Bardespid, Iran (Cambridge: Cambridge University press, 1984), vol. 22, 1-38
۱۸محمدی، ”معرفی نقوش صخره ای سنگستون،“ ۱۶.
۱۹کریمی، ”نگرشی نو به کنده نگاره های صخره ای ایران،“ ۲۱.
۲۰کریمی، ”نگرشی نو به کنده نگاره های صخره ای ایران،“ ۲۰.
۲۱روستای دربر در دهستان رودبار واقع و دسترسی به آن از طریق جادۀ آسفالتۀ روستای عزالدین امکان پذیر است.
۲۲خسرو پوربخشنده، ”نگاهی به نقوش صخره ای فراهان (اراک)،“ باستان پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، ۴۶-۵۰، شکل های ۵۳، ۳۷ و ۴۱؛ رفیع فر، سنگ‌نگاره‌های ارسباران، طرح ۱.
۲۳علی نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش“ (اراک: سازمان میراث فرهنگی استان مرکزی، ۱۳۸۶ [منتشرنشده])، جلد ۲، ۴۰.
۲۴پوربخشنده، ”نگاهی به نقوش صخره ای فراهان (اراک)،“ تصویر ۱.
۲۵ملاصالحی و دیگران، ”باستان شناسی صخره نگاره های جنوب کوهستان استان قزوین،“ شکل ۲.
۲۶عمران گاراژیان، لیلا پاپلی یزدی و جلال عادلی، ”نگاره های تازه کشف شدۀ همیان لرستان،“ نامۀ انسان شناسی، سال ۱، شمارۀ ۲ (۱۳۸۰)، شکل های ۶، ۸، ۹ و ۱۰.
۲۷علی نوراللهی و سارا علی لو، ”هنر صخره ای در شمال غرب: سنگ‌نگاره‌های دواسب (گردی کوه) پایین کوه زنجان،“ فرهنگ زنجان (۱۳۸۹)، ۷۳-۱۰۳، شکل ۱۱.
۲۸پوربخشنده، ”نگاهی به نقوش صخره ای فراهان (اراک)،“ تصویر۴؛ پوربخشنده، ”گزارش بررسی و شناسایی بخش فراهان سفلی (شهرستان اراک)،“  شکل ۳۴.
۲۹فرهادی، موزه های در باد، ۱۸۵.
3۳۰فرهادی، موزه های در باد، لوح شمارۀ ۷۰.
۳۱گاراژیان، پاپلی یزدی و عادلی، ”نگاره های تازه کشف شدۀ همیان لرستان،“ شکل ۵.
۳۲رفیع فر، سنگ‌نگاره‌های ارسباران، ۶۴.
۳۳نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش،“ جلد ۲، ۴۰.
۳۴نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش،“ جلد ۲، ۲۶.
۳۵پوربخشنده، ”نگاهی به نقوش صخره ای فراهان (اراک)،“ ۱۲.
۳۶رفیع فر، سنگ‌نگاره‌های ارسباران، طرح ۱.
۳۷نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش،“ جلد ۲، ۲۶.
۳۸فرهادی، موزه هایی در باد، ۱۳۵.
۳۹ملاصالحی و دیگران، ”باستان شناسی صخره نگاره های جنوب کوهستان استان قزوین،“ شکل ۲.
۴۰نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش،“ جلد ۲، ۲۶.
۴۱نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش،“ جلد ۲، ۳۱.
۴۲نوراللهی، ”بررسی باستان شناختی بخش مرکزی شهرستان تفرش،“ جلد ۱، ۴۵.
۴۳کورش روستایی، ”معرفی نقوش صخره ای نویافته در کوه دختر رشم دامغان،“ باستان پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، ۹۰-۹۵.
۴۴گاراژیان، پاپلی یزدی و عادلی، ”نگاره های تازه کشف شدۀ همیان لرستان،“ ۹۹-۱۰۰؛ ملاصالحی ودیگران، ”باستان شناسی صخره نگاره های جنوب کوهستان استان قزوین،“ شکل ۲.
۴۵پوربخشنده، ”نگاهی به نقوش صخره ای فراهان (اراک)،“ ۴۹؛ رفیع فر، سنگ‌نگاره‌های ارسباران، ۹۶ و ۱۳۱-۱۳۲.
۴۶احمدعلی اسدی، ”اشکفت آهو: پناهگاهی صخره ای در شهرستان بستک هرمزگان،“ باستان پژوهی، دورۀ جدید، شمارۀ ۲ (۱۳۸۶)، شکل های ۵، ۱۱ و ۱۴.
۴۷گاراژیان، پاپلی یزدی و عادلی، ”نگاره های تازه کشف شدۀ همیان لرستان،“ ۹۹.