top of page

پدران و مادرانی که در خانه سالمندان ابراهیم آباد در شب یلدا فراموش نشدند...

جشن یلدا در خانه سالمندان ابراهیم آباد به همت بنیاد خیریه محسنی برگزار و مادران و پدران منتظر این خانه را شاد کرد تا این جشن ساده و کوچک، خاطره‌ای بزرگ و ماندگار را برای آنان رقم بزند.

بلندترین شب سال، به بهانه یلدا چراغ دورهمی خانه ها روشن می‌شود، برای ساعاتی دور از همه گرفتاری‌ها و مشکلات خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند، اما در این وانفسای زندگی، کسانی هستند که از وجود این صمیمیت محروم شده‌اند، کسانی که روزگاری جان و مال خود را برای فرزندانشان فدا کرده‌اند، با بزرگ شدن آنها، پیر شدند و امروز تنها به بهانه پیر شدن همان فرزندان آنها را ترد کرده‌اند... به بهانه شب یلدا همراه با اعضای بنیاد خیریه محسنی متشکل از چندین اعضا از جوانان، دانشجویان، خبرنگاران، اساتید، خیرین و.. دلسوز شهر اراک که با هدف پرداخت به معضلات و مشکلات اجتماعی و فرهنگی دست به دست هم داده‌اند، سراغ این عزیزان رفتیم تا ساعاتی به بهانه جشنی کوچک، شاید ذره‌ای از دردهایشان را کم کنیم.

سور و سات مراسم را برپا میکنیم میزی برایشان میچینیم که در آن فال حافظ ، ظرف های مسی پر از دانه های انار ،میوه ،شیرینی ،آجیل ،پفیلا و حتی کیک یلدا رخ نمایی می کند ،خانم خانی با ظرف های پر از ساندویچ و کوکوی عصرانه از امان آباد خود را به سرای سالمندان رسانده و آقای قاسمی حامی بنیاد هم سبد های پر از سیب سرخ ،پرتقال و موز را برای میهمانان فرستاده است ،تمامی حامیان و اعضای بنیاد خیریه محسنی دست به دست هم داده اند تا شاید تنها ساعاتی بتوانیم خنده را بر لبان این پدران و مادران بنشانیم، شاید ساعاتی تلخی‌های روزگار را از ذهنشان دور کنیم، چه بسیارند مادران و پدرانی که در کنار فرزندان خود با همه سختی‌ها برای به سرانجام رساندن آنها پیر شده‌اند و توانایی خود را از دست داده‌اند و امروز همان فرزندان آنها را مورد بی‌مهری قرار داده‌اند...

جشن کوچکمان را آغاز می‌کنیم پدران و مادران یکی یکی وارد سالن می شوند ؛ پیرمردی که از دار دنیا کسی را ندارد و حتی ازدواج هم نکرده است! وقتی فهمید جشن یلدا گرفته‌ایم کفش‌های کتانی‌اش را به پا کرد و با آهنگ مخصوص خود رقصید!

در این میان یکی دیگر از پدرانی که ناملایمات روزگار کمرش را خم کرده، با کمک پرستاران مرکز برای حضور در جشن دعوت می‌شود، بر روی صندلی چرخ‌دار خود به جمع ما می‌پیوندد اما نگاه و حواسش به ما نیست و در میان خلوت خود از کنار پنجره بیرون را تماشا می‌کند، انگار او هم در انتظار آمدن کسی است...!

پس از ساعاتی این جشن هم، در کنار پدران و مادران مهربان تمام شد و از آن‌ها خداحافظی کردیم به امید حضوری دوباره در کنار آنها،....

این جشن که در فضایی صمیمی و شاد با برگزاری آیتم‌های مختلف از قبیل اجرای موسیقی توسط خواننده محبوب استان مجید عسگری،ثبت تصاویر توسط استاد عزیز محمدی و پذیرایی به صرف عصرانه، میوه و شیرینی همراه بود همچنین ۱۸۰ عدد شلوار هم از طرف بنیاد خیریه محسنی به این مرکز اهدا شد.



Comments


bottom of page